گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹

 

گرچه کاری چو عشقبازی نیستبگذر از وی که جای بازی نیست
بحقیقت بدان که قصه عشقپیش صاحبدلان مجازی نیست
چون نواهای دلکش عشاقهیچ دستان بدلنوازی نیست
ملک محمودی از کجا یابیاگرت سیرت ایازی نیست
توسن طبع را عنان درکشکه روانی به تیز تازی نیست
شمع را زان زبان برند که اوعادتش جز زبان درازی نیست
بادهٔ صاف کو که صوفی راجامه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی