گنجور

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲

 

پشت بر روزگار باید کردروی در روی یار باید کرد
چون ز رخسار پرده برگیرددر دمش جان نثار باید کرد
پیش شمع رخش چو پروانهسوختن اختیار باید کرد
از پی یک نظاره بر در اوسال‌ها انتظار باید کرد
تا کند یار روی در رویتدلت آیینه‌وار باید کرد
تات در بوته‌زار بگدازدقلب خود را عیار باید کرد
تا نهد بر سرت عزیزی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴

 

روی در روی یار باید کرد

پشت بر کار و بار باید کرد

خوندل را زدیده باید ریخت

دل و جانرا نثار باید کرد

عشق هوش است و عقل سرپوشی

خویش را هوشیار باید کرد

بندگی و فکندگی خواهی

عاشقی اختیار باید کرد

ور طلب میکنی بزرگی و جاه

عقل با خویش یار باید کرد

گر نه عشق است در خور تو نه عقل

کار دنیات […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی