گنجور

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام

 

اینکه خاک سیهش بالین استاختر چرخ ادب پروین است
گر چه جز تلخی از ایام ندیدهر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروزسائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کننددل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساستسنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیردهر که را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۵

 

گر بدانی لمن الملک این است
اطلبوا العلم ولو بالصّین است
هرچه در دایرۀ گردون نیست
همه در یک دلِ روشن بین است
گر تو را آن دلِ روشن باشد
مطلعِ صبحِ قیامت این است
مست باش ای دلِ دیوانه که مست
فارغ از عیب گر و تحسین است
هر که با دخترِ دوشیزۀ رز
متأهل نشود عِنّین است
عقل اگر حکم کند من نکنم
ترکِ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری