گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲

 

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین دادصبر و آرام تواند به من مسکین داد
وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموختهم تواند کرمش داد من غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدمکه عنان دل شیدا به لب شیرین داد
گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیستآن که آن داد به شاهان به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ