گنجور

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰ - بر سر خاک ایرج

 

ایرجا سر بدرآور که امیر آمده استچه امیری که به عشق تو اسیر آمده است
چون فرستاده سیمرغ به سهراب دلیرنوشداروست ولی حیف که دیر آمده است
گوئی از چشم نظرباز تو بی پروانیستچون غزالی به سر کشته شیر آمده است
خیز غوغای بهارست که پروانه شویمغنچه شوخ پر از شکر و شیر آمده است
روح من نیز به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار