گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۷۱ - وله ایضا

 

ما نه مردان سرپنحه و بازوی توایم
کارما با جدل و قوّت بازو مفکن
ما به پشتیّ چو تو صدر همی سینه کنیم
این چنین لاغریان را تو ز پهلو مفکن
با روی شهر سلامت زرضای تو کنند
وقت خوفست عمارت کن و بارو مفکن
هر چه با سگ بتوان کرد بکن با من لیک
شیر مردا! گنه گرگ بر آهو مفکن
جرّه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل