گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۸

 

یک نفس خیل خیال از نظرم خالی نیست
ناودان مژه از آب سرم خالی نیست
تا قضا کرد کنارم ز میانش خالی
دامن دیده ز خون جگرم خالی نیست
آستانش به زیارت نتوانم دریافت
کز رقیبان منافق گذرم خالی نیست
بویش از باد که بر می گذرد می یابم
عکسش از هر چه در آن می نگرم خالی نیست
کنج می گیرم و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری