گنجور

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷

 

عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازندشرط عشق است که اول دل و دین دربازند
آن چه جان دو جهان افکند آسان بگرونرد شوخی است که خوبان سمنبر بازند
ز دیاری که ز یاد از همه می‌باید باختحکم ناز است که طایفه کمتر بازند
بر سر داد محبت که حسابی دگرستبی‌حسابست که تا سر بود افسر بازند
نرد دعویست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی