گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۷

 

غمگسار دل سودازده من شبهاست
همزبانی که مرا هست همین یاربهاست
در سیه خانه لیلی نبو مجنون را
با خیال تو حضوری که مرا در شبهاست
آرزو در دل من حلقه بیرون درست
سینه ساده من سد ره مطلبهاست
نیست ممکن به عزیزی نرسند آخر کار
یوسفی چند که محبوس درین قالبهاست
بهر دیوانه من نعل در آتش دارد
هر کجا کودک شوخی که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی