گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰

 

دوش بگذشت و دل از دور تماشایی کردامشبم حسرت او دیده چو دریایی کرد
ز چنان غمزه، که او دارد و ابرو عجبستکه التفاتی به چو من بی سر و بی‌پایی کرد
محتشم را نرسد سرزنش درویشیکو به عمری هوسی پخت و تمنایی کرد
صبر فرمود مرا در ستم خویش و دلمصبر پندار که امروزی و فردایی کرد
نیک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی