گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۴۲

 

نیست در دست مرا غیر دعا، خوش باشد
گر خوشی با من بی برگ و نوا خوش باشد
گر سر صحبت یاران موافق داری
منم و فکر و خیال تو، بیا خوش باشد
اشک و آهی است من غم زده را در دل و چشم
سازگارست اگر این آب و هوا خوش باشد
خون بود باده ما و دل صد پاره […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۵۷

 

ترک عاشق کش من ترک جفا خوش باشدبه وفا کوش که از دوست وفا خوش باشد
بی تو ای گل سر گلگشت چمن نیست مراکه تماشای گلستان شما خوش باشد
پرده برگیر ز رخ تا که دعایی بکنمکه به هنگام سحرگاه دعا خوش باشد
گر دلم ریش کند و جگرم خون سازدچشم غارتگران ترک مرا خوش باشد
دایم از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۴

 

ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد
به وفا کوش که از دوست وفا خوش باشد
بی تو، ای گل، سر گلگشت چمن نیست مرا
که تماشای گلستان شما خوش باشد
پرده برگیر ز رخ تا که دعایی بکنم
که به هنگام سحرگاه دعا خوش باشد
گر کند ناز وگر عربده با اهل نظر
چشم مردم کش آن شوخ به ما […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی