گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۹۰

 

گوش من از پی نام تو به هر کوی بماندچشم من از هوس روی تو هر سوی بماند
نه به گلزار گشاید دل من نه در باغبس‌که در جان من اندیشهٔ آن روی بماند
بامدادان به چمن ناز کنان می گشتیسرو یک‌پای ستاده به لب جوی بماند
ماجرای دل خود کام چه پرسی از من ؟سالها شد که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۴

 

گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند
چشم من از هوس روی تو هر سوی بماند
نه به گلزار گشاید دل من، نه در باغ
بسکه در جان من اندیشه آن روی بماند
بامدادان به چمن نازکنان می گشتی
سرو یک پای ستاده به لب جوی بماند
سوی پیکان شو دم، گر گله زان غمزه کنم
که چه پیکانی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی