گنجور

 
۱
۳
۴
۵
۶
۷
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۳

 

گرچه اندر فغان و نالیدن

اندکی هست خویشتن دیدن

آن نباشد مرا چو در عشقت

خوگرم من به خویش دزدیدن

به خدا و به پاکی ذاتش

[...]

۱۱ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱۹

 

خوش بود فرش تن نور دیده

خوش بود مرغ جان بپریده

جان نادیده خسیس شده

جان دیده رسیده در دیده

جان زرین و جان سنگین را

[...]

۷ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲۰

 

آمد آمد نگار پوشیده

صنم خوش عذار پوشیده

داد از گلستان حسن و جمال

باغ را نوبهار پوشیده

در زمین دل همه عشاق

[...]

۸ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲۱

 

مطرب جان‌های دل برده

تا به شب تا به شب همین پرده

جان‌هایی که مست و مخمورند

بر سر باده باده‌ای خورده

در خرابات مفردان رفته

[...]

۳ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۱

 

ای خجل از تو شکر و آزادی

لایق آن وصال کو شادی

عشق را بین که صد دهان بگشاد

چون تو چشمان عشق بگشادی

ای دلا گرد حوض می‌گشتی

[...]

۱۴ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۲

 

حکم نو کن که شاه دورانی

سکه تازه زن که سلطانی

حکم مطلق تو راست در عالم

حاکمان قالب‌اند و تو جانی

آن چه شاهان به خواب می‌جستند

[...]

۱۰ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۳

 

مستی و عاشقانه می‌گویی

تو غریبی و یا از این کویی

پیش آن چشم‌های جادوی تو

چون نباشد حرام جادویی

پیش رویت چو قرص مه خجلست

[...]

۲۲ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۴

 

بحر ما را کنار بایستی

وین سفر را قرار بایستی

شیر بیشه میان زنجیرست

شیر در مرغزار بایستی

ماهیان می‌طپند اندر ریگ

[...]

۲۸ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۵

 

آوخ آوخ چو من وفاداری

در تمنای چون تو خون‌خواری

آوخ آوخ طبیب خون‌ریزی

بر سر زار زار بیماری

آن جفاها که کرده‌ای با من

[...]

۱۸ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۶

 

ای دلزار محنت و بلا داری

بر خدا اعتمادها داری

اینچنین حضرتی و تو نومید؟

مکن ای دل، اگر خدا داری

رخت اندیشه می‌کشی هرجا

[...]

۱۲ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۷

 

ساقیا ساقیا روا داری

که رود روز ما به هشیاری

گر بریزی تو نقل‌ها در پیش

عقل‌ها را ز پیش برداری

عوض باده نکته می‌گویی

[...]

۱۲ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۸

 

تا شدستی امیر چوگانی

ما شدستیم گوی میدانی

ما در این دور مست و بی‌خبریم

سر این دور را تو می‌دانی

چون به دور و تسلسل انجامد

[...]

۱۴ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۹

 

مستم از باده‌های پنهانی

وز دف و چنگ و نای پنهانی

مر چنین دلربای پنهان را

واجب آمد وفای پنهانی

می‌زند سال‌ها در این مستی

[...]

۱۰ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۰

 

من مرید توَم مراد توی

من غلامم چو کیقباد توی

دل مرید تو و تو را خواهد

کاین در بسته را گشاد توی

خاک پای توام ولی امروز

[...]

۸ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۱

 

چند اندر میان غوغایی

خوی کن پاره پاره تنهایی

خلوتی را لطیف سوداییست

رو بپرسش که در چه سودایی

خلوت آن است در پناه کسی

[...]

۹ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۲

 

گرچه تو نیم شب رسیدستی

صبح عشاق را کلیدستی

ناپدیدی چو جان در این عالم

در جهان دلم پدیدستی

همه شب جان تو را شود قربان

[...]

۷ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۳

 

ز اول بامداد سر مستی

ورنه دستار کژ چرا بستی؟!

به خدا دوش تا سحر همه شب

باده بی‌صرفه، صرف خوردستی

در رخ و رنگ و چشم تو پیداست

[...]

۸ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۴

 

ز اول بامداد سرمستی

ور نه دستار کژ چرا بستی

سخت مستست چشم تو امروز

دوش گویی که صرف خوردستی

جان مایی و شمع مجلس ما

[...]

۹ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۵

 

در غم یار یار بایستی

یا غمم را کنار بایستی

به یکی غم چو جان نخواهم داد

یک چه باشد هزار بایستی

دشمن شادکام بسیارند

[...]

۲۷ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۶

 

در غم یار، یار بایستی

یا غمم را کنار بایستی

زانچ کردم کنون پشیمانم

دل امسال پار بایستی

دل من شیر بیشه را ماند

[...]

۱۱ بیت
مولانا
 
 
۱
۳
۴
۵
۶
۷
 
تعداد کل نتایج: ۱۲۱