گنجور

 
۱
۲
۳
۴
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۲

 

عاشق ار کامل است ایمانش

کفر و اسلام هست یکسانش

زخمی تیر عشق را نازم

که بدل مرهم است پیکانش

مصحف عشق آیه قتل است

[...]

۱۳ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۳۱

 

چشم دارم مرا نظارت بخش

معنی از لطف بر عبارت بخش

رند و آلوده دامنم ساقی

از می صافیم طهارت بخش

بر من ای نوبهار روحانی

[...]

۱۰ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۳۲

 

یافتی از کمند هجر خلاص

حمدی ایدل بخوان تو از اخلاص

زرخالص کند بر آتش صبر

کاب و رنگش فزون شود زخلاص

خون خم را اگر صراحی خورد

[...]

۶ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۷

 

بده ای ساقی آتشی سیال

که لب جام از او زند تبخال

میزند جوش خون صراحی را

از رگ چشم او بزن قیفال

بده آن می که عمر خضر دهد

[...]

۱۷ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۳

 

با تف عشق ما در افتادیم

شمع‌وَش شعله بر سر افتادیم

بارها داده سر در این سودا

با سر نو به او در افتادیم

هفت دریای عشق را گشتیم

[...]

۱۱ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۴

 

عاشق و میْ‌پرست و شیداییم

رانده از کعبه و کلیساییم

نه پسند برهمنیم و نه شیخ

پیش این هردو فرقه رسواییم

بگسستیم سبحه و زنار

[...]

۱۶ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۱

 

رند و مستم دگر نمی‌دانم

بیخود استم دگر نمی‌دانم

تا بود نقش تو به کعبه دل

بت‌پرستم دگر نمی‌دانم

توبه و عهد ساغری زاهد

[...]

۷ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۳

 

نغمات عجب زند تارم

که زهم برگسست او تارم

مطرب این پرده را بگردان زود

که برافتاد پرده از کارم

عود زلفم بس است و مجمر دل

[...]

۱۵ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۵

 

همتی ساقیا که مخمورم

منتی نه به قلب رنجورم

درد سر دارم از فسرده‌دلان

آتشی زن زآب انگورم

پرده بردار زآتش سینا

[...]

۱۵ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۶

 

شور از آن لعل پرشکر دارم

نمکی تازه بر جگر دارم

چهره اش بر فراز قامت گفت

ماه بر شاه نیشکرم دارم

سرو قدش بلب اشارت کرد

[...]

۹ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۷

 

جام جم راح آتشین دارم ‏

می گلگون بساتکین دارم

رخ چو انگشت لیک از تف می

بدمی چهره آتشین دارم

ایخوش آن می که شاهدش ساقیست

[...]

۱۵ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۷۳۳

 

باگه در ملک فقر سلطانیم

جان نثاران کوی جانانیم

شیوه ما بجز خطا نبود

گر ببخشی و گر کشی آنیم

ما پناهی در این جهان خراب

[...]

۱۳ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۷۵۵

 

از که آوردی ای صبا پیغام

کز توام بوی جان رسد بمشام

غمزه کافرش مسلمان شد

یا بود باز رهزن اسلام

ترک او کرده ترک خون خوردن

[...]

۲۱ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۷۶۵

 

خواستم حرف عشق ننگارم

شورش آن لم یکن نبنگارم

مطربم باز پرده ای بنواخت

که بیفکند پرده از کارم

چند ناخن زنی بتار طرب

[...]

۱۵ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۸۴۹

 

همرهان همتی که نوسفرم

رهروان مژده ای که بیخبرم

همچو یوسف فتاده ام در چاه

گو به یعقوب تا رسد پسرم

گفتمش چو نی ایدل مجروح

[...]

۱۳ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۵

 

ما زآزادگان پادشهیم

پادشه را مقیم بارگهیم

ملک گیریم گرچه بی سپهیم

تاج بخشیم گرچه بی کلهیم

رشک بر ماه اوج اونبریم

[...]

۹ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۹

 

طره عنبرین پریشان کن

مرغ دلها بر او پرافشان کن

آتشی برفروز از رخسار

دل بر آتش گذار و بریان کن

باز کن در حدیث غنچه لب

[...]

۱۴ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۳

 

خیز یک ساغر شراب بزن

وز شط می بر آتش آب بزن

این حجابات تن بسوزانی

یکدو پیمانه بی حجاب بزن

خاک میخانه است آب خضر

[...]

۱۳ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۶

 

مرحبا ای سحاب درافشان

ای زتو آب در در عمان

مردگان از تو زنده همچو مسیح

جسم پوسیده از تو یافت روان

کوری موش سیرتان بخیل

[...]

۱۶ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۹۵۰

 

مطرب از راستی نوا سر کن

شور عشاق را فزون‌تر کن

چند در پردهٔ عراق و حجاز

ره قانون عشق یکسر کن

یک دو بیتی بگو ز ترک و دو گاه

[...]

۹ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 
 
۱
۲
۳
۴
 
تعداد کل نتایج: ۷۴