گنجور

 
۱
۲
 

نظام قاری » دیوان البسه » فهلویات » شمارهٔ ۳

 

پاچه پاچه که شیت برف انه برد

جبه برد بربمش میوات

۱ بیت
نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۱

 

ای برادر سخن عروسی دان

که معین نداشت پوشش و خورد

کرد بسحاق عهده نفقه

کسوه آن حواله با من کرد

۲ بیت
نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۴ - قصه دزد رخت را بشنو

 

اینچنین کارهاش پیش آید

هر کسی را که بخت برکردد

۱ بیت
نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۵ - مکتوبی که صوف با صفوت باطلس بانصرت بخط ابیاری قلمی فرموده در لباس صاحب البسه

 

مخقی خورد چشم بر قدمن

نرسانید جامه هموار

همچو ابنای روزگار او نیز

تنک چشمی خویش کرد اظهار

۲ بیت
نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » کتاب آرایش‌نامه

 

چارقب را بپادشاهی رخت

کوس اقلیم پنجگانه زدند

بقچه را رخت صندلی دارند

پرده را سر بر آستانه زدند

۲ بیت
نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » کتاب آرایش‌نامه

 

نقش آماج داشت کمسان دوز

تیرسوزن بر آن نشانه زدند

۱ بیت
نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » رسالهٔ صد وعظ

 

چو خواهی قبایی که باشد پسند

ز اولای شعرم ستان بندبند

سخنی در لباس می‌گویم

جامه‌تان از گناه می‌شویم

۲ بیت
نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » رسالهٔ صد وعظ

 

هر متاعی زمعدنی خیزد

قصب از یزد زوده زاسپاهان

۱ بیت
نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » رسالهٔ صد وعظ

 

همچو چادر سفیدرو باشید

نه سیه جامه همچو چشم آویز

۱ بیت
نظام قاری
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۰