شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول
گر بپوشیمش ز بنده پروری
تو چرا رسوائی از حد می بری
شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول
نه زعلم درایتش خبری
نه ز سر روایتش اثری
فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » مثنویات » معراجیه
اندر آن بارگاه عزّ و سری
زده بازارِ گَرمِ خاکِ دری
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه (حدیقهٔ ثانی) » بخش ۲
می کند بر خطت نهاده سری
کاروان وجود ره سپری
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه (حدیقهٔ ثانی) » بخش ۶
می شناسم گروه دیده وری
که ندیده ست چشمشان دگری
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه (حدیقهٔ ثانی) » بخش ۱۶
چارمین پایه را چو درنگری
جای بیهوشی است و بی خبری
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه (حدیقهٔ ثانی) » بخش ۱۸
روح قدسی به صورت بشری
که به مریم نمود جلوه گری
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه (حدیقهٔ ثانی) » بخش ۱۹
برق این وادیم ز خیره سری
می روم راه و می خورم جگری
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه (حدیقهٔ ثانی) » بخش ۲۶
چون برآید صفیر یا بشری
رخ نماید قیامت کبری
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه (حدیقهٔ ثانی) » بخش ۳۳
وان سفیه دگر ز کون خری
پی سفیان نموده ره سپری
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه (حدیقهٔ ثانی) » بخش ۴۱
خامه فرسوده شد ز رَه سپری
وه چه سازم به آتشین جگری
حزین لاهیجی » مثنویات » ودیعة البدیعه (حدیقهٔ ثانی) » بخش ۴۱
روم از خود به نالهٔ سحری
ناقه را، از حدی ست، رَه سپری
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۱
شد پیاده روان به شهر هری
رسد آنجا مگر به وصل پری
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۱
به هری رفت و همعنان پری
به نشابور شد روان ز هری
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۱
جبههای چون ستارهٔ سحری
جلوهای چون خرام کبک دری
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۱
در شکنج دام، مرغ بی پری
بُرده زیر بال از محنت سری
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۱
ناگهان از در درآمد دلبری
شهربند صبر را، غارتگری
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۱
گفت: بیل ای نازلولارین سروری
آتام آتی سرخوش آنام گل پری
