عراقی » عشاقنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - در نعت خلفای راشدین
ای فضولی، چرا ز نادانی
یار اینی و دشمن آنی؟
عراقی » عشاقنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - سبب نظم کتاب
گشت حاصل ز فیض ربانی
در وجودم جنین روحانی
عراقی » عشاقنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۰ - حکایت
اندر آن عزم و آن طلب، بانی
بود با او حکیم یونانی
عراقی » عشاقنامه » فصل سوم و چهارم » بخش ۱ - سر آغاز
پادشاهان تخت روحانی
غوطهخواران بحر نورانی
عراقی » عشاقنامه » فصل سوم و چهارم » بخش ۸ - حکایت
از صفاهای عشق روحانی
بیخبر در جهان، چو حیوانی
عراقی » عشاقنامه » خاتمةالکتاب » بخش ۱ - سر آغاز
حال ما بین درین پریشانی
باز گو تا ازو چه میدانی؟
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۲
حکم نو کن که شاه دورانی
سکه تازه زن که سلطانی
حکم مطلق تو راست در عالم
حاکمان قالباند و تو جانی
آن چه شاهان به خواب میجستند
[...]
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۸
تا شدستی امیر چوگانی
ما شدستیم گوی میدانی
ما در این دور مست و بیخبریم
سر این دور را تو میدانی
چون به دور و تسلسل انجامد
[...]
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۰
جان جانی و جان صد جانی
میزنی نعرههای پنهانی
هر کی کر نیست بشنود وصفت
نعل معکوس و خفیه میرانی
غیر احمق به فهم این نرسد
[...]
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۱
خامشی ناطقی مگر جانی
میزنی نعرههای پنهانی
تو چو باغی و صورتت برگی
باغ چه صد هزار چندانی
بی تو باغ حیات زندانیست
[...]
مجد همگر » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۱
دل ز من بردهای و میدانی
آشکار است این نه پنهانی
به دلِ بُرده نیستی خرسند
باز در بند بردن جانی
ملک ما خود دلی و جانی بود
[...]
مجد همگر » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۱۵
من هجاء چون کنم مطرزک را
که هجاء کردن است کژ خوانی
علت آینه که می گویند
دورقی داندی و شروانی
من نگویم که نیستش دانش
[...]
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۰
بندهام گر به لطف میخوانی
حاکمی گر به قهر میرانی
کس نشاید که بر تو بگزینند
که تو صورت به کس نمیمانی
ندهیمت به هر که در عالم
[...]
سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱۴
گر تو قرآن بر این نَمَط خوانی
ببری رونقِ مسلمانی
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
سعدی » خبیثات و مجالس الهزل » خبیثات » شمارهٔ ۵۴ - حکایت
تو مناره ز پای بنشانی
شهوت من کجا بجنبانی؟
