×
۱
۲
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۱۱۳ - حکایت معموری مملکت نوشیروان که جغد از بی خرابگی خراب بود و ویرانه چون گنج نایاب
هیچ جا یافت نشد ویرانی
کهنه کاخی و خراب ایوانی
۱ بیت
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۱۱۸ - عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شکرگزاری سلاطین چه عادل و چه جابر
گر دو صد گنج گهر افشانی
مزد یک روزه ادا نتوانی
۱ بیت
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۱۲۴ - عقد سی و نهم در نصیحت نفس خود که از همه گرفتارتر است و به نصیحت سزاوارتر
گرچه میرفت به سحر افشانی
بر فلک دبدبه خاقانی
۱ بیت
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۱۲۷ - عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگرند و از طریقه بدخویی و بدگویی در گذرند
اصل معنیست منه تاوانی
در عبارت چو فتد نقصانی
۱ بیت
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۱۲۸ - حکایت شهری با روستایی که وی را به باغ خود برد
دید از ابنای دهش دهقانی
بردش از راه سوی بستانی
۱ بیت
واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۷
ندهم تن بجز از عریانی
این سر است و ره بی سامانی
خنک آن کاسب قانع که خرید
آبرو با عرق پیشانی
بازی نعمت الوان نخوری
[...]
۴ بیت
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۹ - و له طاب ثراه
ای تو ثانی مه کنعانی
نه، تو اول، مه کنعان ثانی!
ای که ایزد بتو و خوبان داد
رتبه ی یوسفی و اخوانی
ای غمت، مایه ی عشق ابدی
[...]
۱۰۸ بیت
ادیب الممالک » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲ - داستان کفش ابوالقاسم طنبوری بغدادی
از حلب آمده بازرگانی
یافته ثروت بی پایانی
۱ بیت
۱
۲
تعداد کل نتایج: ۲۸
