گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «اغیکهمراست»

 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۹

 

کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست

پر طاوس بود پای چراغی که مراست

نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب

تر نگردد ز می ناب دماغی که مراست

خانه خلق اگر از روزنه روشن گردد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۰

 

در لحد گل نکند شعله داغی که مراست

روغن از ریگ کند جذب چراغی که مراست

درنگیرد نفس شعله به خاکستر سرد

می خونگرم چه سازد به دماغی که مراست

نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۱

 

قانع از صاف به دردست دماغی که مراست

روغن از ریگ کند جذب، چراغی که مراست

بس که از عشق تو هر لحظه به رنگی سوزم

بال طاس بود پای چراغی که مراست

می شود باز دل تنگ من از چین جبین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی