گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۴

 

باز چون شمع سحر رشته جان سوخت مرا

مرده بودم دگر آن شمع بر افروخت مرا

چون شهیدان توشد جامه خونین کفنم

در ازل عشق تو این جامه بتن دوخت مرا

سخن اینست که می نوش و دگر هیچ مپرس

[...]

۵ بیت
اهلی شیرازی