×
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱۲
ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
به که یکذره غبار دل مردم باشم
اینچه مستی است که چونغنچه ببوی تو مرا
چاک گردد دل و در عین تبسم باشم
صاف می گر نبود درد سفالیست بسم
[...]
۵ بیت
