گنجور

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹

 

وای ای دوست که بیوصل تو عیشم خوش نیست

چون بود خوش که مرا آن دورخ مهوش نیست

بر رخت آتشی از عشق برافروخته اند

کیست کش از پی دل نعل درین آتش نیست

چه کند ماه که درششدرحسن از تو بماند

[...]

۶ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۳

 

غیر خون آبروی توده زحمتکش نیست

باد بر هم زنِ خاکستر این آتش نیست

هست سیم و زر ما پاکدلان پاکی قلب

قلب قلب است که درگاه محک، بی‌غش نیست

در کمان خانه ابروی تو در گاه نگاه

[...]

۶ بیت
فرخی یزدی