گنجور

 
۱
۲
۳
 

صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۸ - و برای او

 

که به راهِ تو بُوَد موسمِ مردن نظرم

شده پُرخون جگرم، کو رضا، کو پسرم؟

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۸ - و برای او

 

یاد آید ز حسین، جدِّ به خون غوطه‌ورم

شده پُرخون جگرم، کو رضا، کو پسرم؟

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۸ - و برای او

 

روز چون شام شود تیره به مدِّ نظرم

شده پُرخون جگرم، کو رضا، کو پسرم؟

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۸ - و برای او

 

روز و شب گشته روان، خون ز دو چشمانِ ترم

شده پُرخون جگرم، کو رضا، کو پسرم؟

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۸ - و برای او

 

بی تو مدفون شده‌ام، مونسِ شام و سحرم

شده پُرخون جگرم، کو رضا، کو پسرم؟

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۸ - و برای او

 

همچو «صامت» به خدنگِ غمِ ماتم سِپُرم

شده پُرخون جگرم، کو رضا، کو پسرم؟

۱ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۵۴ - خیز کاین جای تو نیست

 

تنت امروز چنین سرمه صفت می‌نگرم

خاک عالم به سرم

۱ بیت
صامت بروجردی
 

وفایی مهابادی » دیوان فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۶۱

 

به خیال تو به هر جای که من می نگرم

می نیاید به جز از گلشن و گل در نظرم

تا گل روی تو آرام و قرارم بربود

به هوایت چو نسیم سحری در به درم

بر سر جان من، ای دوست، دل آزرده مباش

[...]

۱۲ بیت
وفایی مهابادی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۶۸ - تسخیر فطرت

 

نوری نادان نیَم، سجده به آدم برم

او به نهاد است خاک من به نژاد آذرم

می‌تپد از سوز من، خون رگ کائنات

من به دوِ صرصرم، من به غُوِ تندرم

رابطهٔ سالمات، ضابطهٔ امّهات

[...]

۹ بیت
اقبال لاهوری
 

ایرج میرزا » اشعار دیگر » شمارهٔ ۱ - من گرفتم تو نگیر

 

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم

بستر راحت و نرم

۱ بیت
ایرج میرزا
 

غروی اصفهانی » دیوان کمپانی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۰

 

تا شد آواره ز اقلیم حقیقت پدرم

من از آن روز در این وادی غم در بدرم

نه چنان واله و سرگشته در این بادیه ام

که ببانگ جرسی راه به جائی ببرم

رحمی ای خضر ره گمشدگان بهر خدای

[...]

۸ بیت
غروی اصفهانی
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش

 

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین‌جگرم

خون دل می‌خورم و چشم نظر بازم جام

[...]

۱۲ بیت
شهریار
 

علی اشتری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۶ - نسیم سحر

 

گر نسیم سحر از کوی تو آرد خبرم

چون گل از شوق بتن پیرهن جان بدرم

شب هجران تو بیدارم و حیران و خموش

گوش بر ناله مرغان بامید سحرم

در شب هجر تو جانم بلب آید تا صبح

[...]

۷ بیت
علی اشتری
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۵۴