گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۸

 

تا به عشق تو قدم برداشتیمعقل را سر چون قلم برداشتیم
چون دم ما سخت گیرا شد به عشقپردهٔ هستی به دم برداشتیم
در جهان جان حقیقت‌بین شدیموز جهان تن قدم برداشتیم
چون درآمد عشق و جان را مست کردما به مستی جام جم برداشتیم
بر جمال ساقی جان زان شرابشادی افزودیم و غم برداشتیم
پس دل خود همچو مستان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار