گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷

 

آتش عشق تو در جان خوشتر استجان ز عشقت آتش‌افشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطره‌ایتا قیامت مست و حیران خوشتر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدمزانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان می‌سوزدمگر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکنزانکه درد تو ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱

 

در دل ما عشقش از جان خوشتر است

جان چه باشد عشق جانان خوشتر است

عشق او گنجی و دل ویرانه ای

گنج او در کنج ویران خوشتر است

خوش بود یک جام می شادی ما

بلکه می خوردن فراوان خوشتر است

آب چشم ما بهر سو می رود

عین ما از بحر عمان خوشتر است

راز دل با غیر پیدا کی کنم

سر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی