گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱۷

 

هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ایهیچ گل بی‌زخم خاری دیده‌ای
در گلستان جهان آب و گلبی خزانی نوبهاری دیده‌ای
چونک غم پیش آیدت در حق گریزهیچ چون حق غمگساری دیده‌ای
کار حق کن بار حق کش جز ز حقهیچ کس را کار و باری دیده‌ای
هیچ دل را بی‌صقال لطف اودر تجلی بی‌غباری دیده‌ای
بی جمال خوب دلدار قدیمجز خیالی دل فشاری […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی