گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۰

 

عقل صوفی را مهار اندر کشیمعشق صافی را به کار اندر کشیم
نفس منصب خواه جاه اندوز رااز سمند فخر و عار اندر کشیم
باده رندآسا خوریم اندر صبوحپیل رند باده خوار اندر کشیم
یار پر دستان دوری دوست رادست گیریم، از کنار اندر کشیم
گوش چون پر گردد از آواز چنگمی به یاد لعل یار اندر کشیم
دشمنان از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی