گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳

 

تا به گرد روی آن شیرین پسر گردم همیچون قلم گرد سر کویش به سر گردم همی
بهر آن بو تا که خورشیدی به دست آرم چنومن به گرد کوی خیره خیره برگردم همی
پس چو میدان فلک را نیست خورشیدی چو توچون فلک هر روز گرد خاک در گردم همی
آبروی عاشقان در خاکپایش تعبیه‌ستخاکپایش را ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی