گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸

 

من نصیب خویش دوش از عمر خود برداشتمکز سمن بالین و از شمشاد بستر داشتم
داشتم در بر نگاری را که از دیدار اوپایهٔ تخت خود از خورشید برتر داشتم
نرگس و شمشاد و سوسن مشک و سیم و ماه و گلتا به هنگام سحر هر هفت در بر داشتم
بر نهاده بر بر چون سیم و سوسن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۸

 

پیشتر ز افلاک شور عشق بر سر داشتم

پیشتر ز املاک تسبیح تو از بر داشتم

پیش از آن کز مشرق هستی برآید مهر و مه

بر کمر از شمشه مهر تو زیور داشتم

پیش ازاین ناهید در بزم تو مطرب بوده مه

پیش از این بهرام بهر دیو خنجر داشتم

کی ز کیوان بود و از برجیس و از بهرام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی