گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵

 

دوش بی‌روی تو باغ عیش را آبی نبودمرغ و ماهی خواب کردند و مرا خوابی نبود
در کتاب طالع شوریده می‌کردم نظربهتر از خاک درت روی مرا آبی نبود
با خیال پرتو رخسار چون خورشید توچشم دل را حاجب شمعی و مهتابی نبود
چشم من توفان همی بارید در پای غمتگر چه از گرمی دلم را در جگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی