گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۸

 

گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشقدررسد در حین مدد از ساقی صهبای عشق
ور بدرد طبل شادی لشکر عشاق رامژده انافتحنا دردمد سرنای عشق
زهر اندر کام عاشق شهد گردد در زمانزان شکرهایی که روید هر دم از نی‌های عشق
یک زمان ابری بیاید تا بپوشد ماه راابر را در حین بسوزد برق جان افزای عشق
در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی