گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷

 

هر دلی کز عشق تو آگاه نیستگو برو کو مرد این درگاه نیست
هر که را خوش نیست با اندوه توجان او از ذوق عشق آگاه نیست
ای دل ار مرد رهی مردانه باشزانکه اندر عاشقی اکراه نیست
عاشقان چون حلقه بر در مانده‌اندزانکه نزدیک تو کس را راه نیست
گرد بر گرد دلم از درد توخون گرفت و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۷

 

هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست
تار و پود عالم امکان به غیر از آه نیست
ساده لوحی می کند میدان جولان را وسیع
پیش پای دوربینی یک قدم بی چاه نیست
نیست غافل حسن مغرور از شکست و بست دل
مهر تابان بی خبر از جمع و خرج ماه نیست
بر فقیران سجده شکرش چو مسجد واجب است
هر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۹

 

روی هفتاد و دو ملت جز در آن درگاه نیست
عالمی سرگشته اند و هیچ کس گمراه نیست
عقل را از بارگاه عشق بیرون کرده اند
هر فضولی محرم خلوت سرای شاه نیست
کرده ام قطع نظر از گرم و سرد روزگار
گل به چشم روزنم از آفتاب و ماه نیست
در مکافات سپهر سفله عاجز نیستیم
دست ما کوتاه اگر باشد، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۸

 

دلبر از دل نیست غافل، دل اگر آگاه نیست
شاه با تخت است دایم، تخت اگر با شاه نیست
کوه نتوانست پیچیدن عنان سیل را
سالکان را کعبه و بتخانه سنگ راه نیست
در دبستان، لوح هیهات است ماند رو سفید
در جهان آفرینش سینه ای بی آه نیست
خانه من چون صدف از گوهر خود روشن است
گل به چشم روزنم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

اقبال لاهوری » زبور عجم » از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست

 

از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست

پیش محفل جز بم و زیر و مقام و راه نیست

در نهادم عشق با فکر بلند آمیختند

ناتمام جاودانم کار من چون ماه نیست

لب فروبند از فغان در ساز با درد فراق

عشق تا آهی کشد از جذب خویش آگاه نیست

شعله ئی میباش و خاشاکی که پیش آید […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری