گنجور

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹

 

آن کن ای جویای حکمت کاهل حکمت آن کنندتا بدان دشوارها بر خویشتن آسان کنند
جز که در خورد خرد صحبت ندارند از بنهبر همین قانون که در عالم همی ارکان کنند
طاعت ارکان ببین مر چرخ و انجم را به طبعتا به طاعت چرخ وانجم‌شان همی حیوان کنند
چرخ را انجم به سان دست‌های چابک‌اندکز لطافت خاک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۱

 

موسم گل چون حریفان جای در بستان کنند
عندلیبان را ز جای خویش سرگردان کنند
عاشق از مردن نیاساید بگو با اهل مصر
در لحد روی زلیخا جانب کنعان کنند
پر مکرر شد ز خامان دعوی پروانگی
شمع را ای کاش امشب ساعتی پنهان کنند
برنمی‌گردد به فریاد از سر بازار، گل
عندلیبان در چمن بیهوده چند افغان کنند؟
همچو خاکستر ز آتش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی