گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷

 

هر که در راه حقیقت از حقیقت بی‌نشان شدمقتدای عالم آمد پیشوای انس و جان شد
هر که مویی آگه است از خویشتن یا از حقیقتاو ز خود بیرون نیامد چون به نزد او توان شد
آن خبر دارد ازو کو در حقیقت بی‌خبر گشتوان اثر دارد که او در بی‌نشانی بی نشان شد
تا تو در اثبات […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

وحشی » گزیده اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۹ - مطبخ خواجه

 

خواجهٔ کم کاسهٔ ما آنکه از بهر طعامهیچگاه از مطبخ او دود بر بالا نشد
مطبخی می‌خواست رو سازد سیاه از دست اودر همه مطبخ سیاهی آنقدر پیدا نشد


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۴

 

مخمل و دیبا حجاب هستی رسوا نشد

چشم می‌پوشم‌ کنون پیراهنی پیدا نشد

در فرامشخانهٔ امکان چه علم و کو عمل

سعی باطل بود اینجا هر چه شد گویا نشد

زآن حلاوتها که آداب محبت داشته‌ست

خواستم نام لبش‌ گیرم لب از هم وانشد

گر وفا می‌کرد فرصتهای‌ کسب اعتبار

از هوس من نیز چیزی می‌شدم اما نشد

انتظار مرگ شمع آسان نمی‌باید […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی