گنجور

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹

 

ره‌زدن درخانه کار چشم فتّان بوده است
ناوک در کیش صیدانداز، مژگان بوده است
سرد شد هنگامه دیوانه تا از شهر رفت
آتش سودا همین در سنگ طفلان بوده است
داغ‌های سینه‌ام دیوانه دارد بی‌بهار
آنچه می‌جستم ز گلشن در گریبان بوده است
سر نمی‌پیچند از فرمان مجنون وحش و طیر
بر سر دیوانه مو چتر سلیمان بوده‌است
چشم ما حسرت‌کش و آیینه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی