گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۸

 

شاخ گل را از سراپا چهره تنها نازک است
نازک اندامی که من دارم سراپا نازک است
آرزوی بوسه در دل خون شود عشاق را
گر بگویم چهره او تا کجاها نازک است
از بیاض گردنش پیداست خون عاشقان
می شود بی پرده می، چندان که مینا نازک است
می توان صد رنگ گل در هر نگاهی دسته بست
بس که رنگ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی