گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱ - قصیده

 

ذات رومی محرم آمد پاک دل کرباس راامتحان واجب نیامد سفتن الماس را
تو کمان راستی را بشکنی در زیر زهتیر مقصود تو کی بیند رخ برجاس را
موج دریا کی رسد در اوج صحرای خضردر بیابان راه کمتر گم کند الیاس را
گر هوا را می‌نخواهی دیبه را بستر مکندانه‌ها را می نسنگی سنگ بر زن طاس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی