گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۱

 

یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباشور من غمخوار را غمخوار نبود گو مباش
ما چنین بیمار و او از درد ما فارغ ولیگر طبیبی را غم از بیمار نبود گو مباش
در جهان تاتار زلفش عنبر افشانی کندگر نسیم نافهٔ تاتار نبود گو مباش
گر جهان بی یار باشد من جهانم از جهانچون سر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی