گنجور

 
۱
۲
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۴

 

یارب ار تو خوش درآئی چون بود

نی که این از طبع تو بیرون بود

ذره سایه نیارد پیش تو

ور همه خورشید بر گردون بود

از تو دشنامی بجانی میخرم

[...]

۶ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۷

 

باز عشقم کار بلبل میکند

بسکه او بر شاخ غلغل میکند

دیده نرگس نمی خسبد مگر

انتظار وعده گل میکند

جلوه خواهد کرد گل بر شاخ ازان

[...]

۶ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۷

 

این خبر داری که من آن نیستم

با تو بر آن شرط و پیمان نیستم

ناز در باقی کن اکنون کان گذشت

ور چنان دانی تو چونان نیستم

من همی دانم که دیگر گونه‌ای

[...]

۸ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۱

 

روز و شب در هجر او غم میخورم

وانده آن روی خرم میخورم

در صف دردی کشان درد او

صدقدح خوشخوش بیکدم میخورم

این قفاها بین که از دست غمش

[...]

۸ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳

 

تاکی این فریاد از دست دلم

نیست زین فریاد کردن حاصلم

تو چو سوسن ده زبانی بارهی

ورچه من باتو چو غنچه یکدلم

گفتی از دست غمم کس جان نبرد

[...]

۴ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۴

 

ساعتی از عشق تو بی غم نیم

بیغم و اندوه تو یکدم نیم

صبر و دل و جان بتو دادم کنون

از همه محرومم و محرم نیم

این همه جان کنده ام از بهر وصل

[...]

۸ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۶

 

لحظه آن سنبل از گل وا فکن

واتشی در پیر و در برنا فکن

پرتوی از نور رخسارت بتاب

غلغلی در عالم بالا فکن

زاب آن چاه زنخدان چو سیم

[...]

۸ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰

 

ای زگرد ماه مشگ آویخته

وی بگرد لاله عنبر پیخته

هرکجا عکس جمالت برفتاد

صورت صد یوسفست انگیخته

ای بسا دلهای جان افشان که هست

[...]

۷ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴

 

چشم من چون بخت تو ناخفته به

کار من چون زلف تو آشفته به

فنتهٔ دل‌هاست چشم مست تو

شاید ار خفته است فتنه خفته به

چند گوئی من چه کردستم؟ بگوی!

[...]

۶ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۳

 

دلبر اینک رفت ایدل خون گری

در غمش زابر بهار افزون گری

گرد سر یکچند چون گردون بگرد

وزغمش یکچند چون جیحون گری

گه گه اندر وصل او خنده زدی

[...]

۵ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۷

 

مرحبا شادا زهی ای مه درآی

از کجا پرسیم بسم الله در آی

چشم بد از روی خوبت دور باد

سخت زیبا گشته خه خه درآی

روزها شد تا ندیدستم رخت

[...]

۷ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۱