رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۸۳
گفت: فردا بینیام در پیش تو
خود بیاهنجم ستیم از ریش تو
عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » سخن عاشقی که بر خاکستر حلاج نشست
تو چه دانی تا چه داری پیش تو
با خود آی آخر فرواندیش تو
عطار » مظهرالعجایب » بخش ۵۶ - تمثیل در فواید خاموشی و گوش کردن پند استاد و یک جهت بودن در آن و بیان استعداد جبلی مستعدان
آرزو دارم که باشد پیش تو
بهره یابد از طریق و کیش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش اول » بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
صد نشان دادند ازان ره پیش تو
تا بجنبد نفس کافر کیش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش اول » بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
چون نمیآئی بسر از خویش تو
چون توانی شد خدا اندیش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش پنجم » بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
تا سفر در خود نیاری پیش تو
کی به کنه خود رسی از خویش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و ششم » بخش ۱ - المقالة السادسة و العشرون
چون جهانی درگرفتی پیش تو
آگهم گردان ز کار خویش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش سی و یکم » بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
گر بخلّت خواهی آمد پیش تو
پیش آی از ذات خود بی خویش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم » بخش ۷ - در حق خویش گوید
جمع کردم آب آسا پیش تو
گو تفکر کن دل بیخویش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم » بخش ۲۰ - الحكایة و التمثیل
پادشاها آمد این درویش تو
با جهانی درد دل در پیش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم » بخش ۲۳ - الحكایة و التمثیل
چند مشتی خاک را دلریش تو
خون دود از رگ که آرد پیش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم » بخش ۲۴ - الحكایة و التمثیل
برامیدی آمد این درویش تو
چون بنومیدی رود از پیش تو
عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم » بخش ۲۵ - الحكایة و التمثیل
از همه خشک و تر این درویش تو
اشک می آرد بتحفه پیش تو
عطار » اشترنامه » بخش ۲۶ - حكایت ابراهیم علیه السلام
چون شود آئینه پیدا پیش تو
بد مبین و جمله نیک اندیش تو
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش
خویش من والله که بهر خویش تو
هر نفس خواهد که میرد پیش تو
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۴ - باز گفتن موسی علیهالسلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تا به خبیری حق ایمان آورد یا گمان برد
چند بگریزی نک آمد پیش تو
کوری ادراک مکراندیش تو
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۷۰ - شنیدن پادشاه حال سلامان را و عاجز ماندن از تدبیر کار او و در تدبیر آن به حکیم رجوع کردن
گفتم اینک مشکل خود پیش تو
چاره جوی از عقل دور اندیش تو
نورعلیشاه » جامع الاسرار » بخش ۶ - حکایت
کیست هندو نفس کافر کیش تو
خوش نشسته روز و شب در پیش تو
