مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بینوایی چنگ زد میان گورستان
گه توی گویم ترا گاهی منم
هر چه گویم آفتاب روشنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۱ - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی
گر کسی مهمان رسد گر من منم
شب بخسپد، دلقش از تن بر کنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیتاند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند
کین چه غلست ای خدا بر گردنم
ورنه غل باشد کی گوید من منم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم
هر در و دیوار گوید روشنم
پرتو غیری ندارم این منم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت
گفت من تیغ از پی حق میزنم
بندهٔ حقم نه مامور تنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۷۰ - افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهان
لیک بی غم شو شفیع تو منم
خواجهٔ روحم نه مملوک تنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق
چونک من از خال خوبش دم زنم
نطق میخواهد که بشکافد تنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن
آخر از پشه نه کم باشد تنم
مُلک نمرودی به پر برهم زنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاص
چون نمیآیند اینجا که منم
کاندرین عز آفتاب روشنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاص
مر حسودت را اگر چه آن منم
جان مده تا همچنین جان میکنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا
تا نگوید دزد او را کان منم
کز تو دزدیدم که دزد پر فنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او
چون شدی سَر، پشت پایت چون زنم
کارگاه خویش ضایع چون کنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را
من نخسپم حارسی رز کنم
گر بر آرد گرگ سَر، تیرش زنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بود
گفت حق گر فاسقی و اهل صنم
چون مرا خوانی اجابتها کنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان
من شما را بر درم و آتش زنم
بینی و گوش و لبانتان بر کنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند
رونقت را روز روز افزون کنم
نام تو بر زر و بر نقره زنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست
گفت سیلیزن سؤالت میکنم
پس جوابم گوی وانگه میزنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت
تا بپرسم نه خمش صبری کنم
تا به صبری بر مرادی بر زنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام
نامه و باران و نور از روزنم
میفتد در خانهام از معدنم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درخت
تا گناه و جرم او پیدا کنم
تا لوای عدل بر صحرا زنم
