گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷

 

نیست از داغ جنون پروا دل غم پیشه را

دیده شیرست کرم شبچراغ این بیشه را

راز عشق از دل تراوش می کند بی اختیار

این شراب برق جولان می گدازد شیشه را

پیر را طول امل بیش از جوان پیچید به هم

[...]

۵ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » مطالع » شمارهٔ ۴۲

 

عشق می پاشد ز یکدیگر دل غم پیشه را

توتیا می سازد آخر زور می این شیشه را

۱ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » مطالع » شمارهٔ ۴۳

 

حسن عالمسوز دارد بی قرار اندیشه را

نقش شیرین نعل در آتش گذارد تیشه را

۱ بیت
صائب
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۰

 

عشق میگردد دوا زخم دل غم پیشه را

مومیایی میشود آتش، شکست شیشه را

۱ بیت
واعظ قزوینی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۱

 

گرمی بد گوهران، چندان ندارد اعتبار

سنگ آتش میدهد اول گداز شیشه را

۱ بیت
واعظ قزوینی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۲

 

پنبه سان شکستی چوب نرمی پیشه را

نیست سنگی سخت تر از سختی خود شیشه را

۱ بیت
واعظ قزوینی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷

 

نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشت‌پیشه را

دانهٔ ما دامِ راه خویش داند ریشه را

عیشِ ترکِ خانمان از مردم آزاد پرس

کس نداند جز صدا قدرِ شکستِ شیشه را

می‌شود اسرار دل روشن ز تحریک زبان

[...]

۱۲ بیت
بیدل دهلوی