گنجور

 
۱
۲
۳
 

سیدای نسفی » شهر آشوب » شمارهٔ ۲۶۹ - ریش آرا

 

شوخ ریش آرا فروشم باشد از دی دل به درد

کفچه زد چندان که تخم عاشقان را هیچ کرد

۱ بیت
سیدای نسفی
 

سیدای نسفی » شهر آشوب » شمارهٔ ۲۷۱ - کوکناری

 

گفتمش با شوخ کوکناری رخم از توست زرد

دامن خود برکفم داد و سخن را صاف کرد

۱ بیت
سیدای نسفی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۴

 

از زمین و آسمان هرگز دلم آبی نخورد

تر نمی گردد دماغ خواهشم زین صاف و درد

پاس خود کی می تواند اهل نخوت داشتن

خویش را گم می کند آری به خود هر کس سپرد

ایمن است از دست انداز خزان حادثات

[...]

۵ بیت
جویای تبریزی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۲

 

عاشقان را باغ لالستان بود از داغ و درد

عاقلان در طرف بستان درهوای باغ و ورد

جنت فردوس را از آه دوزخ میکنم

آتش دوزخ کنم چون زمهریر از اشک سرد

از هوس بگذر هوا بگذار و عشق محض ورز

[...]

۹ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در ستایش شاهنشاه اسلام‌پناه ناصرالدین شاه غازی خلدلله ملکه گوید

 

دوش کانجم شد عیان بر این سپهر گرد گرد

همچو پیکان ‌های سیمین از درون تیره‌ گرد

راست گفتی صد هزاران مهره از عاج سپید

چیده نراد قضا بر آبنوسن تخه نرد

یا نه‌ گفتی صدهزاران عنکبوت از سیم ناب

[...]

۳۵ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح شجاع‌السلطنه حسنعلی میرزا گوید

 

باد نوروزی شمیم عطر جان می‌آورد

در چمن ‌از مشک چین صد کاروان می‌آورد

رستم عید از برای چشم‌ کاووس بهار

نوشدارو از دل دیو خزان می‌آورد

با منوچهر صبا زی آفریدون ربیع

[...]

۶۰ بیت
قاآنی
 

محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۴۶ - در منقبت عین الله الناظره حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام

 

کوه نتواند شدن سدّ ره مقصود مرد

همت مردان برآرد از نهاد کوه گرد

کار مردان طی وادی خونخوار عشق

زهره ی مردان نداری، گرد این وادی مگرد

چون خیال دوست باشد قائد مرد طریق

[...]

۱۸ بیت
محیط قمی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۹ - در مدح حضرت امیرالمومنین(ع)

 

شیر حق شاهی که چون شمشیر بیرون کرد کرد

رنگ رخ سرکشان را همچو کاه زرد زرد

تاب تیغش کرده جسم کافر دم سرد سرد

به ابراهم از آذرگر برون آورد ورد

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۱۴ - در مدح ماه بنی‌هاشم حضرت عباس(ع)

 

ای که ناورد دلیران را ندیدی در نبرد

چهره‌ات از جمله شیران نگردیده زرد

خواهی ار بینی به دوران سپهر لاجورد

کیست هنگام جدل در وقعه ابطال مرد

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب النصایح و التنبیه » شمارهٔ ۷ - و برای او

 

ای بسا کافر که اندر وقت مردن خوب مرد

وی بسا مسلم که اندر عین زشتی جان سپرد

نصف نانی داشت آن کافر ولی تنها نخورد

و آن مسلمان پنجه انفاق و بذل خود فشرد

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب النصایح و التنبیه » شمارهٔ ۴ - و برای او فی النصیحه

 

جان من هر کس که گول نفس شیطان خورد خورد

هر که هم گوی سعادت را ز میدان برد برد

۱ بیت
صامت بروجردی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲ - اندرز بر سبیل غزل

 

آن شنیدستم که از هومر حریفی ز اهل درد

چامه ای آکنده از دشنام خود درخواست کرد

گفت چون درخورد مدحت نیستم دشنام ده

زانکه دشنامت مرا مدح است و خارت، به ز ورد

پاسخش گفتا که گر گرد از ستم خیزد بچرخ

[...]

۱۶ بیت
ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۵ - بند پنجم

 

ای خطت چون تازه سنبل وی رخت چون تازه وَرد

سنبل از رشک تو پیچان لاله از رنگ تو زرد

فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات

از رمل این قطعه برخوان با نوای شادوَرد

اردکان قسمی از اشکال نجوم و خشم ارد

[...]

۳۵ بیت
ادیب الممالک
 

طغرل احراری » دیوان اشعار » مخمسات » شمارهٔ ۳

 

درس احیا از مسیحا لعل جان‌بخشت برد

پرده خورشید را انوار رخسارت درد

گر زلیخا حسن تو بیند ز یوسف بگذرد

کوهکن با یاد لعلت جان شیرین بسپرد

۲ بیت
طغرل احراری
 

ملک‌الشعرا بهار » مستزادها » شام ایران روز باد

 

غافل از این کاسمان هر روز بازی‌ها کند

برخلاف رای مرد

ملت بیدار دل‌، گردن فرازی‌ها کند

روز پیکار و نبرد

کردگار دادگستر, کارسازی‌ها کند

[...]

۳ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » آیینۀ عبرت » بخش اول - از کیومرث تا سربداران

 

تاخت پور اردوان آنجا که بود آن شیرمرد

گفت ‌هان بر دشت من‌ رفت این هنر وین کار کرد

اردشیرش گفت گرد کذب و رعنائی مگرد

آن تو و تیر و کمان و آن گور و آن دشت نبرد

اردوان آنجا شد و برتافت زان گفتار سرد

[...]

۳ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » آیینۀ عبرت » بخش اول - از کیومرث تا سربداران

 

آن کنیزک را به پنهان بود ره با شیرمرد

رفت و راز اختران را در بر او فاش کرد

اردشیرش گفت‌ باید جست ‌و رست از رنج و درد

شب چو خرگاه سیه زد زیر طاق لاجورد

زین نهادند از بر دو تازی اسب رهنورد

[...]

۳ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » آیینۀ عبرت » بخش اول - از کیومرث تا سربداران

 

خیل عریان عرب غالب نیامد در نبرد

کاختلافات بزرگان کرد با ما هرچه کرد

هشت بغی زیردستان دردها بر روی درد

خاک یاغی شد کجا خون دل پرویز خورد

چهر ملک از قتل آذرمی و پوران کشت زرد

[...]

۳ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » آیینۀ عبرت » بخش دوم - از اتابکان فارس تا نادرشاه افشار

 

در اوان کودکی بر قصد پیکار و نبرد

شد ز لاهیجان سوی خلخال با هفتاد مرد

پس بار زنجان شد و یاران خود راگردکرد

زان سپس زی شیروان بشتافت با ساز نبرد

وز سر شروان شه از مردانگی انگیخت کرد

[...]

۳ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » آیینۀ عبرت » بخش سوم - از کریم خان زند تا مشروطه

 

از پس مرگش در ایران فکر نام و ننگ مرد

خون او گفتی که نقش عزت از ایران سترد

ماند ایران در شمر همباز کشورهای خرد

انگلیس و روس از آن‌ ساعت در ایران دست برد

قدرت همسایگان یکسان گلوی ما فشرد

[...]

۳ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۴۶