گنجور

 
۱
۲
۳
۴
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲

 

چیست آن روشندلی کز تیره سنگش گوهر است

عاشقی روشن ضمیر و دلبری سیمین بر است

گه دلش از سنگ و گه ز آهن ولی سنگین دلش

از دل عشاق و طبع دلبران نازکتر است

ساده لوح و پاکدل چون عاشقان آمد ولی

[...]

۳۹ بیت
نشاط اصفهانی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۳ - معما بنام زر و مدح

 

چیست آن لعبت که زیبا شکل و نیکو منظر است؟

منظرش چون وصل زیبا منظران جان پرور است

نقش نام پادشاهان شوق گنج خسروان

بر جبینش ثبت و اندر خاطر او مضمر است

عهد آن از بی ثباتی همچو عهد روزگار

[...]

۸ بیت
سحاب اصفهانی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸

 

از قد و رخسار و لب طوبی و خلد و کوثر است

یا رب این بستان مینو یا بهشت دیگر است

دور ساقی متفق از دور گردون خوشتر است

کآفتاب و ماه چرخ او شراب و ساغر است

نام خشت خم مبر زاهد که بر نارم گرفت

[...]

۱۷ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲

 

بسکه شب ها آتشم از تاب دل در بستر است

کس نداند کین منم یا توده خاکستر است

آه آتش زای من با باد استغنای تو

چون چراغ بیوه زن بر رهگذار صرصر است

محفلی دارم به سامان طرب دور از تو لیک

[...]

۵ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۶

 

ماه چاه نخشب خم در نقاب ساغر است

یا به چینی پرده در خاقان چین را دختر است

بس که شب‌ها آتشم از تاب دل در بستر است

کس نداند کاین منم یا تودهٔ خاکستر است

زلف آن بر روی او یا مجمر اندر آذر است

[...]

۳ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۷

 

فتح ملوک از سپه است ای سپاه خط

چون شد که شاه حسن شکستن ز لشکر است

شد سینه ام چو پهلوی دارا ز موج خون

و آن دل به جای خویش چو سد سکندر است

۲ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » سرداریه » غزلیات » شمارهٔ ۳۹

 

آفتاب و چرخ و دورانی که شادی پرور است

چرخ ساقی آفتاب باده دور ساغر است

مامنی از عالم مستی طلب کآنجا مدام

عهد عهد باده خواران، دور دور ساغر است

خم فلک مستان ملک پیمانه مه می آفتاب

[...]

۱۳ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » منشآت » بخش اول » شمارهٔ ۱۶۲ - به دوستی نگارش یافته

 

محفلی دارم به سامان طرب دور از تو لیک

برگ رامش دور از آن محفل بسازی دیگر است

خاک مجلس، چنگ قامت، ناله مطرب، غم ندیم

دور ساقی چشم خون پالا شراب و ساغر است

۲ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۶

 

ماه چاه نخشب خم در نقاب ساغر است

یا به چینی پرده در خاقان چین را دختر است

۱ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۶

 

زلف آن بر روی او یا مجمر اندر آذر است

روی او در موی او یا آذر اندر مجمر است

۱ بیت
یغمای جندقی
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۵۴ - خسرو دهلوی قُدِّسَ سِرُّه

 

راست رو را پیر ره کن گرچه زن باشد که خضر

چون به ظلمت ره کند گم مادیانش رهبر است

جعفر آن باشد که طیار از فلک بیرون رود

نه کسی کو بال را طیار دارد جعفر است

در تصوف رسم جستن خنده کردن بر خود است

[...]

۷ بیت
رضاقلی خان هدایت
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » قطعات و ماده تاریخ‌ها » ۸- شد ز آب مهدی آباد آب حیوان شرمسار

 

شد ز آب مهدی آباد آب حیوان شرمسار

که نهان از دیده ی مردم به ظلمات اندر است

از صفائی خواستم تاریخ آن بی ریب گفت

آب جوی مهدی آباد آبروی کوثر است

۱۲۹۸ق

۲ بیت
صفایی جندقی
 

وفایی مهابادی » دیوان فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸

 

طره از باد وزان لرزان به روی دلبر است

کافرم گر باغبان باغ جنت کافر است

ابروان نازنینی بی قرارم کرده است

یا رب این آتش مگر از مهر در نیلوفر است

تا زوصف زلف و لب در باغ رویت دم زدم

[...]

۷ بیت
وفایی مهابادی
 

وفایی مهابادی » دیوان فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۳۰

 

دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر است

رخ قمر، بالا صنوبر، لب شکر، تن مرمر است

زلف و رو، بالا و ابرو، وان بناگوش و لبش

عقرب و خورشید، تیر و قوس و شیر و شکر است

قامت دل کش، جمال خوش، دهان تنگ او

[...]

۷ بیت
وفایی مهابادی
 

طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰

 

آنکه تسلیم سجود خاک پایش شد سر است

رهبر آیینه مطلب صفای جوهر است

طائر عشق از پر و بال هوس باشد بری

آنکه در دام تو افتد صید بی بال و پر است

دود آهم را اثر باشد سواد لعل او

[...]

۸ بیت
طغرل احراری
 

طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۱

 

تا نهال قامت او را صنوبر چاکر است

در چمن قمری ز حسرت همدم خاکستر است

بر ثبوت امتیاز حسنش از خوبان دهر

سبزه خط زمرد فام لعلش محضر است

دوش در گلشن حدیث جعد گیسویش گذشت

[...]

۷ بیت
طغرل احراری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۷۶ - میخانهٔ فرنگ

 

یاد ایامی که بودم در خمستان فرنگ

جام او روشنتر از آئینهٔ اسکندر است

چشم مست می فروشش باده را پروردگار

باده‌خواران را نگاه ساقی‌اش پیغمبر است

جلوهٔ او بی کلیم و شعلهٔ او بی خلیل

[...]

۴ بیت
اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۷۶ - میخانهٔ فرنگ

 

یاد ایامی که بودم در خمستان فرنگ

جام او روشنتر از آئینهٔ اسکندر است

چشم مست می فروشش باده را پروردگار

باده‌خواران را نگاه ساقی‌اش پیغمبر است

جلوهٔ او بی کلیم و شعلهٔ او بی خلیل

[...]

۳ بیت
اقبال لاهوری
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۲ - حب الوطن

 

هر کرا مهر وطن در دل نباشد کافر است

معنی حب‌الوطن‌، فرمودهٔ پیغمبر است

هرکه ‌بهر پاس عرض و مال و مسکن داد جان

چون شهیدان‌از می فخرش‌لبالب‌ساغر است

از خدا وز شاه وز میهن دمی غافل مباش

[...]

۷۵ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 
 
۱
۲
۳
۴
 
تعداد کل نتایج: ۶۲