×
۱
۲
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۱۵
سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من
پنجه با دریای آتش می زند مرجان من
سینه ای چون صبح می خواهد قبول داغ عشق
در زمین پاک ریزد تخم را دهقان من
تا شدم قانع ز نعمت ها به درد و داغ عشق
[...]
۱۱ بیت
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۱۶
نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان من
از پشیمانی دل خود می خورد مهمان من
در مصیبت خانه ام گرد تعلق فرش نیست
سیل خجلت می برد از خانه ویران من
از تنور خاک، نان من فطیر آمد برون
[...]
۱۰ بیت
صائب » دیوان اشعار » مطالع » شمارهٔ ۳۸۱
دارد از سبقت ز چشم بد خطرها جان من
هر که پیش افتد ز من، باشد بلاگردان من
۱ بیت
سیدای نسفی » شهر آشوب » شمارهٔ ۲۹۶ - بریانگر
گفتمش با شوخ بریانگر بکن درمان من
سوختم آبی بزن بر سینه بریان من
۱ بیت
۱
۲
تعداد کل نتایج: ۲۴
