گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۵۱

 

ما که سطر کهکشان از لوح گردون خوانده ایم

در خط دیوانی زنجیر، عاجز مانده ایم

در سر بازار محشر دست ما خواهد گرفت

در مصاف آرزو دستی که بر دل مانده ایم

رنجش بیجا گل خودروی باغ دوستی است

[...]

۶ بیت
صائب