گنجور

 
۱
۵۱۷
۵۱۸
۵۱۹
۵۲۰
۵۲۱
۱۱۹۸
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۲۹

 

یار آمد دوش و کردمش مهمانی

هر چِش گفتم نکرد نافرمانی

مِی خورد و بخفت مست و در دربستم

وانگه با او چه کرده باشم دانی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۰

 

پیوسته ز بهر شهوت جسمانی

این جان شریف را همی رنجانی

آگاه نیی که آفت جان تواند

آنها که تو در آرزوی ایشانی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۱

 

بی آنکه بآمدن قدم رنجانی

هر روز مرا بوعده یی بنشانی

صد عذر نکو نیامدن را دانی

یک حیله برای آمدن نتوانی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۲

 

گه می خوانی مرا و گه می رانی

عاجز کردی مرا ز سرگردانی

چون می نبری مرا چرا می خوانی ؟

کز پای من آمدن نیاید دانی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۳

 

خواهی که جهان زیروز بر گردانی

تاز و تن خویش بهره ور گردانی

شرمت ناید این همه سرگردانی

تا لقمۀ خاک چرب تر گردانی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۴

 

ای دوست مرا اگر چه دشمن دانی

حال دل من تو بهتر از من دانی

خود نیست ز تو امید رحمت ورنی

حال شب من چو روز روشن دانی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۵

 

با کافر اگر جنگ به شمشیر کنی

ور بادیه را به پای سر زیر کنی

حقا که اگر دَه‌یکِ آن مزد بُوَد

کز کاه مرا شبی شکم سیر کنی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۶

 

گاهی بخودم چو زلف گستاخ کنی

گاهی سرم از جفا بده شاخ کنی

تا لب ننهم بر لب تو دم نزنم

چون نای اگرم چه کعب سوراخ کنی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۷

 

هر لحظه زبان خود چو شمشیر کنی

وز مدح سگی را صفت شیر کنی

انبان دروغ را زبر و زیر کنی

تا این شکم گرسنه را سیر کنی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۸

 

هر دم زدنی بجور آهنگ کنی

تا چون دهن خویش دلم تنگ کنی

تو سنگ زنی بر سر و من شکر کنم

من بوسه زنم بر لب و تو جنگ کنی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۹

 

یک ذره ز آزار دلم کم نکنی

در حق من انعام جز از غم نکنی

وین نیز هم از لطف تو دارم، ور نی

چتوانم کرد ار این قدرهم نکنی؟

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۴۰

 

گل رفت بدریورۀ هر انجمنی

تا کرد پر از قراضۀ زر دهنی

وانگه ز قواره های پیراهن او

بر دوخته نام و ننگ را پیرهنی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۴۱

 

چون بر تو نباشد اعتماد سخنی

افتد به بدی نام تو در هر دهنی

عالم بگشایی تو بهر دم زدنی

در صدق چو صبح اربدری پیرهنی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۴۲

 

هم بر سر آن نیی که ما را بینی

وان حال که دیده یی یکی وا بینی

برخیز و بنظّارۀ احوال من آی

گر دل دهدت که درد دلها بینی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۴۳

 

تیری، که چو در خود کشمت دور شوی

ماهی، که شوی غریب هرمه بنوی

اشکی، که چو در چشم من آیی بدوی

عمری، که همان دم که درآیی بروی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۴۴

 

بر خاک در تو دوش ای سلسله موی

با بی خوابی کرده بدم روی بروی

تا روز بدست هجر چون قرعۀ فال

می غلتیدم ز پهلو اندر پهلوی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۴۵

 

آمد گل و بلبلی ز دنبالۀ اوی

می نالد و سودکی کند ناله اوی؟

چون گل همه سر گذشت بلبل شنود

بر خنده یی آرد غم یک سالۀ اوی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۴۶

 

خوش باش که تا نه بس ازینجا بروی

امروز خوشک نشین که فردا بروی

چندین بحدیت رفتن از جا بمرو

کاینجا تو بدان آمده یی تا بروی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۴۷

 

هر دم ز برم رخت نوردی بروی

در نامده زود بازگردی بروی

چون غنچه نقاب بسته آیی بر من

وانگه که نقاب باز کردی بروی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۴۸

 

شخصی دارم دلی خراب اندر وی

جانی دارم هزار تاب اندر وی

در آرزوی روی تو دارم شب و روز

چشمی و هزار چشمه آب اندر وی

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 
 
۱
۵۱۷
۵۱۸
۵۱۹
۵۲۰
۵۲۱
۱۱۹۸
 
تعداد کل نتایج: ۲۳۹۴۵