×
عطار » الهی نامه » بخش هشتم » (۴) حکایت سلطان محمود با ایاز
نشسته بود ایاز و شاه پیروز
ایازش پای میمالید تا روز
بخدمت هر دم افزون بود رایش
که میمالید و میبوسید پایش
ایاز سیمبر را گفت محمود
[...]
۱۹ بیت
عطار » الهی نامه » بخش هشتم » (۱۲) حکایت شبلی رحمة الله علیه
چو شبلی را زیادت گشت شورش
فرو بستند در قیدی بهزورش
گروهی پیش او رفتند ناگاه
به نظاره باستادند در راه
بهایشان گفت شبلی سخنساز
[...]
۱۹ بیت
