گنجور

ایرج میرزا » غزل‌ها » شمارهٔ ۲

 

روزگار آسوده دارد، مردم آزاده را

زحمتِ سِندان نمی‌آید درِ بگشاده را

از سرِ من عشق کی بیرون رود مانندِ خلق؟

چون کنم دور از خود این هم‌زادهٔ آزاده را

خوش نمی‌آید به گوشم جز حدیثِ کودکان

[...]

۷ بیت
ایرج میرزا
 

ایرج میرزا » غزل‌ها » شمارهٔ ۴

 

خواهم که دهم جان به تو، میلِ دلم این‌ست

ترسم که پسندت نشود، مشکلم این‌ست

پروا مکن از قتلِ من امروز که فردا

شرط‌ست نگویم به کسی «قاتلم این‌ست»

منعم مکن از عشقِ بتان ناصِحِ مُشفِق

[...]

۷ بیت
ایرج میرزا