شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش اول - قسمت دوم
من ندیدم در میان کوی او
در درو دیوار الا روی او
بوسه گر بر در دهم لیلی بود
خاک بر سر گرنهم لیلی بود
چون همه لیلی بود در کوی او
[...]
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت اول
ای که جان را بهر تن می سوختی
سوختی جان را و تن افروختی
ای دریغا ای دریغا ای دریغ
آن چنان ماهی نهان شد زیر میغ
اندکی جنبش بکن همچون جنین
[...]
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت اول
بیش از این بد عهد و پیمانی مکن
با سبک روحان گرانجانی مکن
غمزه را گو، خون مشتاقان مریز
ملک زان تست، ویرانی مکن
با ضعیفان آنچه در گنجد مگو
[...]
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم
گفتم به عزم توبه نهم جام می ز کف
مطرب زد این ترانه که می نوش و لاتخف
آیا بود که صف نعالی بما رسد
چون بر بساط وصل زنند اهل قرب صف
بشناس قدر خویش که پاکیزه تر ز تو
[...]
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش چهارم - قسمت دوم
تو ز دیو نفس اگر جوئی امان
رو نهان شو چون پری از مردمان
گنج خواهی کنج عزلت کن مقام
واستتر و استخف عن کل الانام
چون شب قدر از همه مستور شد
[...]
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
اوحدی شصت سال سختی دید
تا شبی روی نیکبختی دید
سالها چئون فلک بسر گشتم
تا فلک واردیده ور گشتم
از برون در میان بازارم
[...]
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
زین جهان تا آن جهان بسیار نیست
در میانه جز دمی دیوار نیست
هر کبوتر میپرد از جانبی
ما کبوتر جانب بیجانبی
ما نه مرغان هوا نه خانگی
[...]
